زندگی شیرین است
 
 

راهی که رسیده پشتِ دوزخ، یا سمتِ شرف نرفته باشد
 

چون تیرِ تراش خورده باشد، که رو به هدف نرفته باشد


ویرانه به جغد سر سپرده. کفتار به استخوانِ مُرده.


در کلّه مخِ کلاغ دارد، شاهین که نجف نرفته باشد


تقصیر من و تو نیست اصلا، یا حداقل در این موارد


کِی دیده کسی خری گرسنه با بویِ علف نرفته باشد؟


انسانیتی که حکم می کرد، توهین نشود به مذهبی، مُرد.


با اوست؛ کسی که اشتباهی، به هیچ طرف نرفته باشد


مانند امام ما جواهر، چون گنبد و صحنِ او صدف نیست


اما چه کند اگر مخنث، دنبالِ خذف نرفته باشد؟


هادی که هدایت اش طبیعی است، اما به خلاف طبع خویش است-


شمری که کویر تا حرم را، شمشیر به کف نرفته باشد

شاعر:میثم خالدیان


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 28 شهريور 1391برچسب:, :: 19:23 :: توسط : لادن

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند . چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. >> >>هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند .
اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند


ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 شهريور 1391برچسب:, :: 19:41 :: توسط : لادن

تصویر اصلی را ببینیدیه دختر تو کلاس ما هست که بچه ها بهش میگن ((فیل)).

شاید بپرسین:چرا؟ولی من نمیدونم.

               چون نه دماغش درازه نه گوشاش گنده س.

                 پوستش هم چروکیده و خاکستری نیس.

                 اما گمون کنم سر ناهار فهمیدم علتش چیه.

                 روم نمی شه بگم ولی قضیه اینه:

                 اگه وقتی داره شیر می خوره براش یه جوک بگی

                 همه شو از دماغش می پاشه بیرون!

                                                                          


ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 شهريور 1391برچسب:, :: 10:49 :: توسط : لادن

 

گفتم(( سگم مشقامو خورد

تا ته ش رو جوید و خورد.))

اما وقتی این بهونه رو آوردم

خانوم معلم سرشو تکون  داد.

دیدم اوضاع داره   خیط می شه.

دلم نمی خواست رفوزه بشم.

واسه همین امونش ندادم

و دنبال داستانو گرفتم:



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 شهريور 1391برچسب:, :: 10:28 :: توسط : لادن

هرکجا هستی باش ......
به درک .....
پنجره ....فکر .....هوا .......عشق .....زمین مال خودت ......
اصلا خاک تو سرت
.
...
...
.
(سهراب سپهری اعصابش خورده هیچی نگید)
:))))))
 

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, :: 17:56 :: توسط : لادن



آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر ...
بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود
 

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, :: 12:7 :: توسط : لادن

                                   


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, :: 11:52 :: توسط : لادن

                                


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:, :: 9:45 :: توسط : لادن

                                                     


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:چارلی چاپلین, :: 9:40 :: توسط : لادن

فکر کردی چی ننه؟ کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفال و سه دفه که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره ما کی بودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته
این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره.....


قیصـــر-1348

مســعـود کیــمــیــایی

                                       


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:قیصر-مسعود کیمیایی, :: 9:37 :: توسط : لادن

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان
پيوندها

زندگی میتواند شیرین باشد اگر...هر کجا هستی باش...کل کل دختر پسرا...خنده بازار...عاشقانه ای برای زندگی...انتخاب شما در دنیا






ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 3784
تعداد مطالب : 43
تعداد نظرات : 12
تعداد آنلاین : 1