راهی که رسیده پشتِ دوزخ، یا سمتِ شرف نرفته باشد
چون تیرِ تراش خورده باشد، که رو به هدف نرفته باشد
ویرانه به جغد سر سپرده. کفتار به استخوانِ مُرده.
در کلّه مخِ کلاغ دارد، شاهین که نجف نرفته باشد
تقصیر من و تو نیست اصلا، یا حداقل در این موارد
کِی دیده کسی خری گرسنه با بویِ علف نرفته باشد؟
انسانیتی که حکم می کرد، توهین نشود به مذهبی، مُرد.
با اوست؛ کسی که اشتباهی، به هیچ طرف نرفته باشد
مانند امام ما جواهر، چون گنبد و صحنِ او صدف نیست
اما چه کند اگر مخنث، دنبالِ خذف نرفته باشد؟
هادی که هدایت اش طبیعی است، اما به خلاف طبع خویش است-
شمری که کویر تا حرم را، شمشیر به کف نرفته باشد
شاعر:میثم خالدیان